سرپرست ستاد بازسازی عتبات
عالیات خراسان رضوی
 اکبر پارسا

    .
نظرسنجی
مطالب سایت را چگونه ارزیابی می کنید؟
آماربازدیدکنندگان
۱۳۹۶/۰۱/۲۹

مسجدالنبی و مرقد مطهر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)

مسجدالنبی و مرقد مطهر پیامبر اعظم (صلی الله علیه و آله و سلم)

پس از پایان بنای مسجد قبا، محمد رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) و مهاجران مکی، در میان استقبال پرشور انصار و اهالی مدینه، عازم مدینه شدند. همه قبائل مسلمان شده یثرب و حوالی آن، ضمن خوش آمدگویی به پیامبر، از او می خواستند تا در خانه و قبیله و منازلشان نزول اجلال فرماید. و آنان را به این برکت رحمانی، متبرک و مفتخر گرداند. ولی محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) ضمن اظهار محبت به الطاف شیفتگان راه و رسمش، انتخاب محل سکونت را به «قضای الهی» سپرده بود. که به معرفت، آن جایگاهی است که مرکب او درآن مکان بایستد. زانو زند و به پیش و پس رضا ندهد. مرکب در کنار زمین فعلی مسجد که درآن ایام مَربَدی بود. مجاور خانه ابو ایوب انصاری زانو زد. و محمد رسول الله (صلی الله علیه وآله وسلم) نزول اجلال فرمود و گفت : « رَبِّ اَنزلنی مُنزَلاً مُبارَکاً، وَاَنتَ خَیرُالمُنزلینَ» مؤمنون، 29/

محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) از سهیل و سهم یا قیم و ولی آنها و یا طائفه بنو نجار خواستار معامله مربد شد. تا در آنجا خانه و مسجد خود را بنا نهد. مورخان به استناد منابع معتبر متفق القولند که در بنای نخست مسجد، پیامبر همدوش با دیگر صحابه بزرگ از مهاجرین و انصار، بنایی می کرده است .

بیهقی به روایت عبدالله بن عمر که مورد تصریح امام بخاری در[صحیح] قرار گرفته، اشاره خاصی دارد که : « مسجد پیامبر دارای دیوارها و پایه هایی از خشت خام بود. و سقف آن با شاخه های درخت پوشیده بودند. و ستون های آن تنه های خرما بود »

از نظرگاه الاقشهری، به استناد گفته ابن عمر بنای مسجد در آن ایام، سه درب داشته است. دربی در جهت دیوار جنوبی مسجد. دربی موسوم به باب عاتکه در شمال دیوار غربی که به باب الرحمه مشهور است. و درب سوم همان باب جبرئیل فعلی است که میانه دیوار شرقی مسجد قرار داشته است .

پس از تغییر جهت قبله از بیت المقدس یعنی سمت شمالی مسجد، به کعبه یا سمت جنوبی مسجد. محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) دربِ گشوده شده در دیوار جنوبی را مسدود نمود. و باب دیگری گشود که شاید گفته حافظ محمد بن محمود بن نجار در [اخبار مدینه الرسول] ص69) با واقعیت مطابق باشد که درب در دیوار شمالی. و محاذی دربی بوده است، که پس از تغییر قبله بسته شده بود .

بیهقی در[ دلائل النبوه ، جلد1 ، فصل مسجدالرسول ] از عباده روایت می کند که : « انصار مالی را جمع آوری کردند و به حضور پیامبر آوردند. و پیشنهاد نمودند که مسجد را بازسازی و زیور نمایند. و گفتند تا چه هنگام باید زیر این سقف که پوشال خرما است ، نماز بگذاریم ». پیامبر فرمود : « سقف مسجد برادرم موسی نیز همچنین بود و من از روش او برنمی گردم » .

بنای مسجد حضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) همچنان ترکیب و شکل اولیه خود را تا سال 7 هجری حفظ نمود. و تغییراتی در این ایام به خود نیافت. در سال هفتم هجری پس از آنکه مسلمانان از فتح قلاع خیبربه سوی مدینه بازگشتند. ضرورت توسعه مسجد النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) بخاطر افزایش روزافزون جمعیت مسلمانان، مد نظر محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) و اصحاب قرارگرفت. و به گفته امام جعفر بن محمد الصادق (علیه السلام) در [اخبار دارالهجره ، رزین و ... ] پیامبر مسجد را از طول و عرض بنحوی توسعه داد که به صورت مربع 100× 100 ذرعی درآمد .

با توجه به احتساب برابری ذرع ید با متر ، مساحت مسجد در سال هفتم می بایست 2433 مترمربع شده باشد. و این متراژ عینی از بنای مسجد ، طبق معیارهای نقشه ای که کارشناسان ترک دراوائل قرن 13 قمری ارائه داده اند، یعنی 2475 مترمربع مطابقت محاسباتی دارد .

توسعه خلیفه دوم : وی با توجه به ازدیاد و ازدحام مسلمانان در مسجدالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) و عدم امکان مکان کافی جهت برگزاری فرائض و اعتکاف و عبادت و زیارت ، تصمیم گرفت تعدادی از خانه های اطراف مسجد را جهت توسعه مسجد خراب کند .

خلیفه دوم جهت اجرای نقشه، لازم دید که خانه ی عباس بن عبدالمطلب را خراب و آن را به مسجد منضم نماید. ولی عباس راضی به فروش یا بخشش آن نشد. از این رو بین آن دو مناقشاتی به وقوع پیوست. پس از اینکه ابی بن کعب در حکمیت خود حق را به عباس بن عبدالمطلب داد وی گفت اکنون که حکم خدا روشن شد خانه ام را به مسلمانان می بخشم .در هر صورت، خلیفه دوم پس ازدستیابی به خانه ی عباس بن عبدالمطلب و خریداری قسمتی ازخانه ی جعفربن ابی طالب اقدام به توسعه مسجد نمود .

مورخان مدینه عموماً با توجه به حدیث ابن عمر که گفته است : « مسجدالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از توسعه در زمان خلیفه دوم ، طول آن از قبله به شام ، 140 ذراع و عرض آن از شرق به غرب 120 ذراع بوده » چنین نتیجه گیری کرده اند که خلیفه دوم حدوداً به سمت جنوبی مسجد 20 ذراع افزوده و به سمت شامی یا شمالی مسجد 40 ذراع اضافه کرده است. و چون قسمت شرقی دیوار مسجد، حجره های همسران قرار داشته، خلیفه در آنجا تصرف و تغیری بوجود نیاورد . بنابراین مجموع کل مساحت توسعه یافته، حدود 1216 مترمربع بوده است. و این مساحت بر اساس ذرع ید با آنچه را که مهندسان با متراژ بنای فعلی جهت تعیین حدود مسجد در زمان خلیفه دوم ارائه داده اند، یعنی 1100 مترمربع چندان اختلافی ندارد و می توان آن مستندات تاریخی را مقرون به صحت داشت .

پس از انجام توسعه مذکور، در قرارگرفتن درب های بزرگ مسجد ، تغییراتی حاصل شد باستثنای ابواب قدیمی : عاتکه ، جبرئیل ، شامی  دو درب دیگر به آن افزوده شد و مسجد دارای شش درب به شرح ذیل گردید :

  1. باب مروان در دیوار غربی، که به باب السلام مشهور است. مجدداً محاذی همان جهتی که قبلاً بوده، جلوتر کشیده شد .
  2. باب عاتکه  در دیوار شرقی که به باب الرحمه موسوم است .
  3. باب جبرئیل  در دیوار شرقی مسجد ، همچنان باقی ماند . زیرا در آن سمت ، توسعه یا تغییراتی صورت نپذیرفت .
  4. باب النساء درمنتهای شمالی دیوار شرقی مسجد بنا گردید، که به اختلاف آن را از ساخته های خلیفه دوم گفته اند .
  5. دو درب در دیوار شمالی یا جهت شامی مسجدالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) .

توسعه خلیفه سوم : افزایش روزافزون جمعیت مسلمانان درشهر مدینه و مهاجرت قبائل مسلمان به سوی مدینه، از موجباتی بودند که توسعه مسجد را ضروری کرده بود. بنای مسجد در زمان خلیفه سوم فرسوده و دیوارها و ستون های آن رو به پوسیدگی نهاده بود. در سال24 هجری قمری که خلیفه سوم به خلافت رسید، مردم مدینه پیرامون ازدیاد جمعیت و کمی جای در مسجدالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) خاصه در جماعت جمعه با وی به گفتگو پرداختند و خواستار توسعه مسجد شدند. او نیز پس از مشورت با صاحبان رای، به انجام چنین کاری رضا داد. خلیفه سوم بنای مسجد را تغییر داد و به مساحت آن مقداری افزود و دیوارهایش را با سنگ های منقوش بازسازی کرد و ستون های مسجد را با سنگ های حجاری شده و منقش تجدید بنا نمود و سقف آن را با چوب ساج ترمیم کرد. اساساً خلیفه سوم بنای مسجد حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) را از آن حالت نخستین، و سادگی و بی پیرایگی خارج کرده است. بنای قدیمی مسجد از بن برچیده و بنای جدید با مساحتی بیشتر جایگزین آن گردید. زهری گفت: « خلیفه سوم مسجدالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) را توسعه داد و ده هزار درم سیم را از اموال خود صرف آن نمود. »

توسعه عمر بن عبدالعزیز : در سال 86 قمری ولید بن عبدالملک به خلافت رسید و عمر بن عبدالعزیز را از جانب خود به استانداری مکه و مدینه منصوب کرد. بودجه کلانی را در اختیار وی قرار داد تا زمین و خانه هاای را که جهت توسعه و تجدید بنای مسجد، لازم به انضمام است خریداری کند. محمد بن جریر طبری در [تاریخ الرسول و الملوک ، ج9، ص 3815 ، ترجمه فارسی ] ذیل سخن از حوادث سال هشتاد و هشتم می گوید : « درهمین سال ولید عبدالملک بگفت تا مسجد پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) ویران کنند و خانه همسران پیغمبر را نیز ویران کنند و در مسجد بیندازند » .

عمر بن عبدالعزیز « طول مسجدالنبی(صلی الله علیه و آله و سلم) را 200 ذراع و عرض آن را از قسمت جنوبی200 ذراع و از قسمت شمالی به 180 ذراع رسانید » . یعنی مجموعاً آنچه را که به مسجدالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) پس از توسعه خلیفه سوم افزوده، عبارتست از ضلع جنوبی شرق به غرب مسجد، حدود 50 ذراع  و ضلع شمالی آن حدود 40 ذراع و طول مسجد از قبله به شام یا جنوب به شمال را حدود 40 ذراع توسعه داده است. مساحت کل مسجدالنبی در زمان عمر بن عبدالعزیز مجموعاً حدود 6440 مترمربع بوده است .

 چهل کارگر رومی با یکصد هزار مثقال طلا ، چندین بار کاشی های مزین به رنگ های مختلف ، قنادیل کشیده شده در زنجیرهای زرین ، ابتکار کار تجدید بنا را بعهده گرفته بودند و عمر بن عبدالعزیز آنان را در طول انجام کار از پاداش و خلعت بی بهره نمی گذارد. ستون های سنگی تراش شده با روکش های فلزی، دیوارهای بلند و مزین به نقوش گچ کاری و کاشیکاری دیوارها و برپایی مقصوره ها، نقاشی سقف و تزیین آن به چوب ساج و جایگزینی بنایی مستحکم و سنگی به جای خانه های گلی پیامبر . . . چنان مسجدی بنا نهاده شد که تا آن زمان بنایی به سان آن در جزیره عرب نبود. این تجدید بنا و تعمیرات به گفته محمد بن جریر طبری، ابن زباله و ابن نجار از سال 88 تا 91 قمری به طول انجامید .

آیات قرآنی برای اولین بار با خطوط زینتی روح بخش کاشی ها و دیوارهای مسجدالنبی شد. ابن نجار تصریح می کند که تمام سوره های «والشمس» تا «الناس» را بر دیوارهای مسجد نگاشتند و به احداث چهار مناره در چهار زاویه مسجد همت گماشتند که به گفته ابن زباله و دیگر مستندات، بزرگترین آنها 60 ذراع طول داشت و کوچکترین آنها مناره غربی شامی بود .

توسعه مهدی عباسی : پس از خلیفه اموی، ولید بن عبدالملک 86/96 قمری ، ابوالعباس عبدالله اول خلیفه عباسی 132/136 قمری تغییرات و توسعه مختصری در مسجد بوجود آورد .

تعمیرات مسجد از 655 قمری تا 898 قمری ( حریق مسجد و بازسازی آن ):

در اول ماه رمضان سال 654 قمری بر اثر سهل انگاری یکی از فراشان مسجد به نام ابوبکر اوحد ، حریقی در بنای مسجدالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) رخ داد که در اسرع وقت به دیگر قسمت ها سرایت نمود. متأسفانه با تمام کوشش هایی که اهل مدینه متحمل آن شدند ، نتوانستند حریق مهیب را مهار کنند . از این رو همه قسمت های بنای مسجد طعمه حریق شد. نمای مرمرین، سقف ها، منبر ، درب ها ، خزائن ، صندوق های کتاب، پرده ها ، قرآن ها . . . همه سوختند و فرو ریختند .

مورخان در تاریخ مدینه اتفاق نظردارند که مردم مدینه پس از مشاهده آثار و بقایای بجای مانده از مسجد و عدم تواناییشان در بازسازی و ترمیم آن نامه ای به خلیفه وقت مستعصم بالله بن مستنصربالله نوشته ، شرح اسف انگیز بنای مسجد را به اطلاع او رساندند .

مستعصم بالله معماران را با اسباب و لوازم ساختمانی به سوی مدینه بسیج نمود. آنان در آغاز سال 655 قمری شروع به تجدید بنای مسجدالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) نمودند. ولی با توجه به ریزش سقف بر روی بنای مقبره محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم) معماران و بزرگان مدینه جرأت و نحوه پاکسازی حجره و مرقد را درخود نیافتند و نامه ای جهت تعیین تکلیف به خلیفه نگاشتند ولی درگیری خلیفه و ستیز شهروندان بغداد با تاتارهای مهاجم به پاسخ مقتضی حاصل نشد و حجره به همان سان باقی ماند .

چون مردم در سال 655 قمری امکان و اقتضای ترمیم را به دست آوردند و حدود حجره و مرقد و روضه را شناختند ، با رعایت دقیق موازین دینی و تاریخی، سقف حجره و اطراف آن را تا دیوارهای قبله و سمت شرقی آن و باب جبرئیل ، روضه و منبر را ترمیم و بازسازی کردند .

در سال 656 قمری که بر اثر جنگ بغداد با تاتارها ، ارتباط مدینه با مرکز خلافت قطع شده بود وسایل لازم جهت ادامه تعمیرات بنای مسجد از جانب منصور نورالدین ابن معزایبک صالحی امیر مصر تأمین گردید . و در جهت تسریع و اهتمام بیشتر به امر بازسازی از طرف امیر یمن مظفر شمس الدین یوسف بن منصور عمربن علی از" بنو رسول یمن" که از سال 647 قمری بر زیبد و عدن حکومت می راند ، وسایل و بودجه و معماران یمنی به سوی مدینه رهسپار شدند .

در سال 657 قمری با توجه به امکانات ارسالی یاد شده ، بنای مسجد از باب السلام تا باب الرحمه و از باب جبرئیل تا باب النساء دوباره بازسازی گردید .

در اواخر سال 658 قمری ظاهررکن الدین بیبرس، امیر مصر گردید. وی که از"ممالیک بحری" بود نسبت به تعمیر و مرمت بنای مسجد و ادامه کارهای ناتمام که پس از حریق مسجد آغاز شده بود ، اهتمام خاصی ورزید. مورخان می نویسند : پنجاه و سه معمارکار با وسایل و بودجه لازم به سوی مدینه اعزام داشت و کار اساسی تعمیر و مرمت مسجد را به پایان رساندند .

تلاش ممالیک مصر : سلطان ناصرالدین محمد بن قلاوون از "ممالیک بحری" در طول سال های 705/729 قمری به مرمت و تجدید بنای قسمت های مختلف بنای مسجد ، همت و سعی وافری نشان داد که اهم آنها احداث دو سایه بان در مؤخره سقف قبله و قسمت شمالی بوده است .

در سال831 قمری که فرسودگی هایی دربنای دو رواق مذکور بوجود آمد ، توسط اشرف برسباری از "ممالیک برجی" تعمیر و مرمت گردید ، سپس در سال 853 قمری ظاهر سیف الدین چقماق که درسال 842 قمری ازسلسله ممالیک برجی مصر بحکومت رسید. غالب سقف های شمالی و جنوبی مسجد و روضه را بازسازی مجدد کرد .

سلطان اشرف قایتبای متوفی 902 قمری از ممالیک مصر در سال 879 قمری به وضعیت عمومی بنای مسجد اهتمام خاصی ورزید که می توان از مرمت دیوارها، سقف های شامی و رواق های باب جبرئیل و تعمیر قسمت های شرقی بنای مقصوره یاد کرد. ولی متأسفانه بار دیگر در شب 13رمضان سال 886 قمری حریقی بر اثر رعد و برق و فرو ریختن مناره رئیسه مسجد به وقوع پیوست که در اندک مدتی همه بنای مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) را فراگرفت و عده زیادی در مسجد کشته و یا زخمی شدند، ستون ها باردیگر فرو ریخت. منبر، صندوق مصلی ، مقصوره ، اطراف حجره همه سوختند. اهل مدینه خبر این آتش سوزی مهیب را به سلطان اشرف قایتبای رساندند و قبل از آنکه کمکی ازجانب سلطان فرا رسد مردم مدینه در پاکسازی بنای مسجد سعی دقیقی به عمل آوردند .

چون قایتبای از این واقعه آگاه شد نماینده خود را بنام امیر سنقر جمالی همراه با معماران و آلات و اسباب ساختمانی و بودجه کافی به سوی مدینه بسیج نمود و فرمان داد که در تجدید بنای مسجد از هیچ امر و هزینه ای کوتاهی نورزند . سلطان اشرف قایتبای که در سالهای 872/901 قمری بر قلمروی ممالیک، حکمروایی می کرده، دراین راه به حدی کارگر و استاد کار و وسایل و مصالح ساختمانی ارسال داشته بود که مورخان به تفاوت از وصف آن حکایات، ارقام عجیبی را نقل کرده اند ...

در این بازسازی مناره رئیسه را تجدید بنا کردند و دیوارهای مسجد را از اساس مرمت ، محراب عثمانی را توسعه بخشیدند، ستون ها را احیاء کردند و سقف ها را به استحکام برافراشتند و گنبدی برفراز محراب عثمان بنا نمودند و از اطراف با سه گنبد دیگر که به مجارید مشهور بودند ، زینت و استحکام بخشیدند. دو گنبد در مدخل باب السلام برپا شد و نماسازی مسجد به نحوی کامل صورت پذیرفت و آنچه که از کتب و مصاحف سوخته بود از سرزمین های اسلامی جمع آوری و وقف مجدد مسجد کردند. این اهتمام به محدوده بنای مسجد محدود نبود، اطراف مسجد را با تأسیس رباط ، مدرسه ، آشپزخانه و راه سازی ، رونق بخشید . موقوفات زیادی ثبت و ضبط گردید و با ارایه امکانات شهری و لغو باج مالیات به رفاه حال اهل مدینه همت گماشتند. این تعمیرات در سال 888 قمری به پایان رسید. و سلطان قایتبای خود در سال 889 قمری به زیارت و دیدار بنا عازم مدینه گردید . کتاب های ذی قیمتی را در موضوعات مختلف علوم اسلامی با خود آورد تا تقدیم کتابخانه مسجدالنبی (صلی الله علیه و آله و سلم) کند و از خیرات و مبرات ، همتی والا از خود نشان داد .

سمهودی که خود در همین ایام در مدینه بسر می برده ، می نویسد: « طبق اظهار نظر کارشناسان ، سلطان قایتبای در این امور بیش از یکصد و بیست هزار دینار پرداخت کرده بود » .

در 28 صفر سال 898 قمری مناره رئیسه مسجد دراثر رعدو برق ویران شد و بار دیگر قایتبای ضمن فرمانی، آن را تعمیر و برپاساختند .

بنای مسجد ، در جریان این اقدامات اساسی مرمت و تعمیر از جانب شرقی مقصوره و حجره ها به حدی توسعه یافت که تجدید بنای گنبد و مقصوره و بنای مناره رئیسه را میسر سازد . این توسعه در شرق مسجد با عرض کم و مجموع مساحت افزوده شده مذکور حدود 120 مترمربع بوده است که از سمت جنوبی به مناره رئیسه و از سمت شامی تا مجاورت شرقی  مکان صفه و محراب تهجد امتداد داشت .

اهتمام عثمانی ها : سلطان سلیم عثمانی (918/898 قمری) به مرمت مسجد همت گماشت و به تصریح جعفر برزنجی در [ نزهه الناظرین فی مسجد سیدالاولین و الآخرین ] ستون های روضه را به سنگ مرمر سیاه و قرمز منقش و تجدید بنا نمود و آن را که از آثار اشرف قایتبای بود ، به حد ممکن ، تعمیر و مزین نمود .

در سال های 938/974 قمری سلطان سلیمان عثمانی 926/974 قمری در جهت بازسازی اساسی حصار شهر مدینه و تعمیر بنای مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) ضمن صدور فرمان هایی اقدامات گسترده ای را اعمال و اجراء نمود .

شیخ الحرم همراه امراء ، قضات، معماران ، مهندسان ، به مطالعه کامل بنای مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) پرداختند . تا هر جا که نیازمند تعمیر و تجدید بناست تعیین ، و به بازسازی آنها مبادرت ورزند. نخست به مرمت باب الرحمه و دیواری که در امتداد آن در سمت غربی مسجد بود ، پرداختند . سپس مناره باب الرحمه را خراب و از نو با بنیانی مستحکم بنایش را تجدید نمودند . آنگاه به مرمت دیوار شرقی مسجد و باب النساء پرداخته و ستون های مسجد را سفیدکاری کردند .

در اواخر سال 947قمری، فرمانی توسط امیرالحاج مصری به مدینه رسید که محراب امام حنفی ها را تجدید بنا کنند و آن را در محاذی محراب شافعی ها قرار دهند. این کار در 17 محرم سال 948 قمری شروع و محراب سلیمانی را بر آن نام نهادند .

سلطان سلیم در سال 980 قمری تعمیرات لازم را در بنای مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) انجام داد و گنبدی در غرب منبر نبوی حد فاصل مسجد اصلی بنا کرد و آن را با کاشی های زیبا منقش و به نقوش ملون ، مذهب و در گوشه ای از آن نام خود را به خط ثلث به یادگار حک کرد .

پس از تعمیراتی که بنای مسجد در دوران سلیمان و سلیم عثمانی به خود دید سلطان محمود عثمانی 1223/1255 قمری در سال 1233 قمری به تجدید بنای گنبد همت گماشت . گنبد مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) که در قسمت فوقانی حجره مبارکه واقع است و از یادگاری های قایتبای بود، توسط سلطان محمود عثمانی برچیده شد و به جای آن گنبدی سبز رنگ که بعدها در میان مردم به قبه الخضراء شهرت یافت، بنا نمود که تا امروز همچنان بر فراز بنای مسجد جلوه گری می کند. بنای این گنبد بی شک با مرمت هایی در قسمت های بام مسجد توأم بوده است که مورخان خاتمه کار آن را در سال 1255 قمری می دانند .

پس از سلطان محمود عثمانی ، سلطان عبدالمجید عثمانی 1255/1277 قمری برای اولین بار در طول حیات سلاطین عثمانی و پس از مهدی عباسی به فکر توسعه مسجد همراه با مرمت و تعمیر قسمت های مختلف آن افتاد .

در سال 1265 قمری که یکی از گنبدهای شبستان مسجد فرو ریخت ، داود پاشا شیخ الحرم نامه ئی به عبدالمجید عثمانی نگاشت ؛ بدین مضمون که حدود 4قرن از بنای مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) می گذرد و آنچه که از زمان قایتبای و سلاطین عثمانی صورت پذیرفته ، رو به فرسودگی نهاده . بنای مسجد از بنیان و اساس به مرمت و یا توسعه لازم نیازمند است .

عبدالمجید عثمانی مصمم به نوسازی مسجد ، گروهی از معماران و مهندسان و هنرمندان را با وسایل و ابزار کامل ، عازم مدینه نمود تا آنچه که لازمه این نوسازی است ، مجری شوند .

به هرحال مهندسان ترک ، پس از بررسی وضع بنای مسجد ، چنین نظر دارند که باید در ستون های مسجد تغییراتی حاصل شود . ولی مشایخ مدینه با این پیشنهاد به دلیل آنکه وضع ستون های سنگی دقیقاً در مکان ستون هایی است که محمد رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم) آنرا برپا ساخته بود. مخالفت و ممانعت جدی کردند و این عمل آنان کاری بسیار پسندیده و اصولی بوده است زیرا اگر جای ستون ها تغییر می کرد تمامی منابع تاریخی و احادیث موجود در وصف جنبه های دینی – تاریخی بنای مسجد رسول اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) از ابتدا تا قرون بعدی غیر قابل درک و تشخیص و تطبیق با وضع بنا می شد و این وضع راه تحقیق را بر همه پژوهندگان تاریخ مدینه مسدود می نمود .از این روی توسعه مسجد را از جانب شرق حجره ها آغاز کردند . به این نحو که در طول جنوب به شمال مناره رئیسه تا رکن مخزن الاغوات عرضی در حدود 4 یا 5 ذراع در نظر گرفتند و آن را عملی نمودند .

توسعه دیگر در سمت شامی یا شمالی بنای مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) و به دنبال حد توسعه مهدی عباسی صورت پذیرفت که مجموعاً با آنچه که در شرق مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) تحقق پذیرفت 1293 مترمربع به کل مساحت مسجد افزوده شد که با این افزایش ، مساحت مجموعه بنای مسجد به 10303 مترمربع رسید. به استثنای حجره مبارکه و محراب نبوی ، عثمانی ، سلیمانی و منبر و مناره رئیسه ، بقیه تأسیسات و اماکن مسجد به دست تعمیر و مرمت افتاد. ستون ها را با سنگ قرمز تجدید بنا نمودند و با سنگ مرمر آن را روسازی کرده ، با نقوش زیبا به آب طلا زینت بخشیدند .

زمین مسجد را از باب السلام تا مناره رئیسه و از آنجا تا مخزن الاغوات و باب الرحمه به سنگ مرمر مربع شکل مفروش کردند و آنگاه به تعمیر اساسی گنبدهای کوچک و سقف مسجد همت گماشتند و گنبد ؛ محراب عثمانی ؛ قبه باب السلام و دیگر گنبدهای کوچک را با لوح های آهنین روکش و آن را مستحکم ساختند .تمامی سطوح داخلی گنبدها را به انواع نقش های رنگارنگ و روغنی ، نقاشی کردند و به خط زیبای اسلامبولی آیات قرآنی را بر سطح آنها خطاطی کردند .

دیوار جنوبی مسجد را از باب السلام تا آخر حد مناره رئیسیه به قلم عبدالله افندی خطاط مشهور ترک و به خط ثلث اسلامبولی کاشی کاری کردند. ابواب قدیمی مسجد تجدید بنا گردید و به سبک معماری عثمانی ، به نقوش و گچ کاری، سردرب ها را تزیین کردند و درب ها را با چوب یکپارچه گردو نجاری نموده ، آن را بجای درب های قدیمی نصب و با نوشته های منقش از مس قرمز آنها را تزیین بخشیدند. مناره ای در قسمت شمال غربی مسجد بنام مناره مجیدیه بنا کردند و دیگر مناره های مسجد را تعمیر و مرمت نمودند .

عبدالمجید عثمانی پس از توسعه و تعمیرات مسجد ، اشیاء قیمتی بسیاری را وقف مسجد نمود . بهترین قندیل های کشیده شده در زنجیرهای نقره ای ، شمعدان های زرین ، پرده های زربافت ، فرش های خوش بافت را که به گفته بتنونی تماماً «بانواع السجاد العجمی الثمین » جهت مسجد ارسال داشت و ...

این توسعه توأم با تعمیر و عمران اساسی از سال 1265 قمری تا سال 1277 قمری به طول انجامید و همه آثار آن به استثنای قسم توسعه شامی مسجد که در توسعه "سعودی ها" تغیر شکل یافت ، تا کنون موجود و از عبدالمجید عثمانی بجای مانده است .

بعدها در سال 1336 قمری ، فخری پاشا قائد اعظم ترک در آخرین سال های حیات خلافت عثمانی که در طول جنگ جهانی اول به عنوان حافظ شهر مدینه منصوب شده بود ، محراب های سلیمانی و نبوی و چاه موجود در صحن مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) را تعمیر کرد و با این آخرین تعمیرات ، دفتر اوراق حیات عثمانی ها نیز در حجاز بسته شد .

توسعه سعودی ها:   5شوال 1370 قمری هیاتی از طرف ملک عبدالعزیز انتخاب شده، به خریداری خانه ها و دکان های موجود در جهات شرقی و غربی خاصه سمت شمالی یا شامی حد نهایی توسعه مسجد در زمان عبدالمجید عثمانی مبادرت ورزیدند. شیخ محمد صالح قزاز به عنوان مدیرعامل و شیخ محمد بن لادن به سمت نماینده مخصوص ملک، نظارت عالیه را بر اداره توسعه حرم اعمال می کردند .

در ربیع الاول سال 1372 قمری پس از تخریب خانه ها و مسطح کردن زمین لازم جهت توسعه مسجد و احداث خیابان ها و میدان های اطراف مسجد که حدود 22955 مترمربع بود، اولین سنگ بنای ساختمان توسعه مسجد توسط ملک سعود ولیعهد سعودی نهاده شد .

شرکت ساختمانی طرف قرارداد، تمامی امکانات ساختمانی خود را در ذوالحلیفه  متمرکز کرده بودند و مهندسان مشاور با همکاری ایتالیایی ها ، مصری ها ، سوری ، پاکستانی ، با استخدام کارگران سعودی ، سودانی ، یمنی ، حضرمی ، مصری ، سوری طرح مصوبه با حداکثر کوشش و در کوتاه ترین زمان ممکن عملی کردند. به نحوی که در اوایل سال 1375 قمری کار ساختمانی توسعه مسجد را به اتمام رساندند .

بنای سعودی ها در قسمت شمالی مسجد و در اتمام حد مسجد تا توسعه عبدالمجید ، به صورت یکی از پرشکوه ترین مساجد عالم اسلام جلوه گری می کند .

این بنا که حدود 6024 مترمربع مساحت دارد با توسعه و تجدید بناهایی که در سه سمت شرقی و غربی و شمالی مسجد به مساحت 6247 مترمربع داده شد ، مجموع بنای سعودی ها را به 12271 مترمربع افزایش داد که با محاسبه مساحت جهت جنوبی و قدیمی مسجد که تا کنون پابرجاست ، یعنی 4056 مترمربع ، مساحت کل بنای مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) را در زمان ما به 16327 مترمربع رسانید .

در این بنای پرشکوه و ظریف که به صورت سه شبستان شمالی ، شرقی و غربی احداث گردید ، 222 ستون زیبا با سرستون های فلزی توأم با سنگ های حجاری شده و منقش ، جلوه آرایی خاصی دارد . و برای استواری چنین بنایی 74 ستون مربع شکل در امتداد دیوارهای شرقی و غربی ، هر یک به طول 128 متر و دیوار شمالی به طول 91 متر احداث شد . که به وسیله 44 پنجره بزرگ و مزین به سنگ های تراشیده شده و سرستون های هلالی ، شبستان مذکور را شکوه خاصی بخشید .

در قسمت شرقی و غربی دیوار شمالی مسجد ، دو مناره به سبک معماری عثمانی ، در نهایت استحکام و ظرافت که هر یک با 17متر عمق اساس  و 70 متر ارتفاع دارد ، عظمت بنای مسجد را دو چندان کرد .

پس از اتمام مرحله نخست توسعه ، ضرورت تکمیل آن و تعمیر نمای خارجی دیوارهای شرقی و غربی و جنوبی مدنظر دولت قرار گرفت . همچنین نمای خارجی درب های باب السلام ، باب الرحمه ، باب جبرئیل و باب النساء تجدید بنا گردید و باب الصدیق که در زمان گذشته مسدود شده بود ، با تعمیر و مرمت جدی گشوده شد و سعودی ها در این توسعه و مرمت ، دربی به نام باب عبدالعزیز در دیوار شرقی و با عثمان بن عفان ، باب المجیدی و باب عمربن الخطاب در دیوار شمالی مسجد و دربی به نام باب السعود در دیوار غربی ، حد میان باب الرحمه و باب السلام ، به نحو باعظمتی تأسیس کردند و آنچه که تعمیر و مرمت و تجدید رنگ و سفیدکاری و ... در بنای قدیمی و مناره ها و حجره و گنبد ضروری بود ، انجام گرفت . که تا کنون تداوم دارد .

در زمان ملک سعود و ملک فیصل نسبت به خریداری ساختمان و بناهای اطراف مسجد خاصه در قسمت غربی مسجد و تسطیح آن جهت نمازگزارانی که در اثر کثرت جمعیت توفیق یافتن مکان در مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) را ندارند اقدامات اساسی گردید که تا کنون در دست اقدام است و با اجرای این طرح مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) ، توسعه زمین های مسطح به شعاع زیادی از شمال و جنوب و شرق و غرب احاطه خواهد شد .

مرقد مطهر پیامبراعظم محمد رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم) :

    صحابه پیامبر پیرامون این موضوع که محمد (صلی الله علیه وآله و سلم) را کجا دفن کنند ، به شور و مذاکره پرداخته اند . عده ای نظر دادند در کنار منبر، بعضی دیگر قبرستان بقیع را پیشنهاد دادند و گروهی دیگر مصلی را محل مناسب دانسته اند و ...

 

ولی در نهایت این نظرها رایی مورد توافق قرار گرفت که بر گفته ای از پیامبر مستند بود . پیامبر فرموده بود : « مامات نبی الا دفن حیث یقبض » یا به لفظ دیگر « انما تدفن الاجساد حیث تبقض الارواح » یا « ما توفی الله نبیاً قط الادفن حیث تقبض روحه » یا « ما دفن نبی الا فی مکانه الذی قبض الله فی نفسه » ...

این گفته های بازمانده مؤید روشن و مبین آنست که پیامبر را درجایی می بایست به خاک سپرد که در آن مکان رحلت کرده است . از این رو جسد را در اتاق خود یا همان جایی که در گذشت به خاک سپردند .

منزل عایشه به دو قسمت تقسیم شده بود . یک قسمت اختصاص به مقبره محمد (صلی الله علیه وآله و سلم) داده شد و در قسمت دیگر عایشه به سکونت خود ادامه داد و بین این دو قسمت دیواری قرار داشت که خانواده و یاران و پیروان محمد (صلی الله علیه وآله و سلم) جهت زیارت از یک اتاق به اتاق دیگری رفت و آمد می کردند .

خلیفه دوم دیوار کوتاهی بگرد مقبره بنا کرد که بعدها عبدالله بن زبیر به مرتفع نمودن آن همت گماشت .

تاریخ بنای مرقد و حجره شریفه :

برای نخستین بار ، خلیفه دوم ، همزمان با توسعه و ترمیم مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) ، حجره مقصوره الشریفه را با خشت بنا و تعمیر کرد و بعد از آن در زمان ولید بن عبدالملک که خانه های دختر و همسران پیامبر ، به مسجد منضم گردید ، در اطراف مرقد یک دیوار چهار ضلعی ساخت که به واسطه یک دیوار پنج ضلعی (مخمس) دیگر از آن را احاطه نمود .

ناصر خسرو قبادیانی در [ سفرنامه ، ص102 ] ضمن ذکر زیارتش از شهر مدینه ، صریحاً نشان می دهد که در نیمه اول قرن 5 قمری پنج ضلعی بودن بنای مقبره مشهود و مشهور همگان بوده است و در این خصوص می نگارد : « مقبره – و آن خانه ای مخمس است و دیوارها از میان ستون های مسجد برآورده است و پنج ستون و در گرفته است ... » .

پس از عمربن عبدالعزیز در قرن اول هجری ، مرقد مطهر مکرر با حفظ شکل اولیه ، مورد تعمیر و مرمت قرار گرفت .

اسحاق بن سلمه که از جانب متوکل 232/247 قمری مأمور عمران و آبادی مدینه و مکه بود ، نماسازی حجره شریفه را بازسازی کرد و زمین آن را به سنگ های مرمر ، مفروش ساخت و بتنونی در [الرحله الحجازیه ، ص 217 ] گفته است که اول کسی که بر حجره شریفه ، پرده ای آویزان نمود خیزران ، مادر هارون الرشید بود » .

در سال 548 قمری جمال الدین اصفهانی وزیر سلاطین "زنگی" = اتابک موصل اطراف حجره را به ارتفاع یک قامت با مرمر نماسازی و آن را مرمت نمود و تمامی ضلع های اطراف مقصوره را به ضریحی چوبی و مشبک مزین کرد  که این اولین ضریحی است که بنا نهاده شد .

در سال 557 قمری سلطان نورالدین محمود بن زنگی بن اقسنقر متوفی 569 هجری قمری از "اتابکان شام " بدنبال آگاهی از حفر زمین اطراف مسجد ، جهت ربودن جسد مطهر ! فرمان داد تا اطراف حجره را خندقی کنند و آن را با سرب پرسازند تا کسی قادر به حفر کانال جهت ربودن جسد نباشد !

در سال های 667/680 قمری رکن الدین بیبرس از "ممالیک مصر و از نوادر امراء با فضل و فضیلت" متوفی 725 قمری اطراف جدار مرقد و حجره ها را به ضریحی چوبی (دار بزین) که دارای سه درب جنوبی ، شرقی و غربی بوده ، محصور نمود .

این ضریح چوبی دارای سه متر ارتفاع بوده که منتهی الیه آن به سقف مسجد نمی رسیده است .

زین الدین مراغی پس از رکن الدین در سال 694 قمری ، مشبک چوبی را تا سقف مسجد مرتفع ساخت . بعدها به سال 822 قمری این درب های چوبی به خاطر ایجاد زحمت برای زائران و محدود کردن محیط و فضای مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) گشوده شد .

در سال 678 قمری ملک منصور قلاوون از " ممالیک بحری مصری " یا به روایتی دیگر احمد بن برهان عبدالقوی والی شهر قوص بالای حجره ، گنبدی بنا نهاد و آن را با لوح های سربی روکش نمود تا مانع نفوذ آب باران شود .

در سال 765 قمری اشرف ناصرالدین شعبان ثانی از "ممالیک بحری" لوح های سربی را مرمت نمود .

در سال های 879/888 قمری ملک اشرف قایتبای پس از مرمت کامل حجره و تجدید بنای آن ، گنبدی رفیع بر حجره شریفه و گنبدی دیگر برفراز حجره فاطمه بنا نهاد .

از سویی دیگر میرزا حسین فراهانی در [سفرنامه ، ص 278] می نگارد که خود دیده است بر باب سمت شمالی مرقد اسم ملک الاشرف قایتبای که از سلاطین چرا که مصر بوده و بانی این ضریح و گنبد است نوشته شده ، و در سنه هشتصد و هشتاد و هشت بنا نموده است ... »

در سال 233 قمری سلطان محمود ثانی بن سلطان عبدالحمید (1223/1255) گنبد حجره مبارکه را بنایی دیگر نمود و آن را به رنگ سبز روغنی منقش کرد .

میرزا حسین فراهانی که در سال های 1302/1303 قمری وصف بنای مسجد را در سفرنامه خود نگاشته است . از آخرین هیکل بنای حجره و مرقد یاد کرده ، می نویسد : « ضریح مبارک مشتمل بر چهارپایه بزرگست که هر پایه دو ذرع و نیم عرض آنست و سقف گنبد مبارک نیز برآن پایه ها زده شده و سه پایه کوچک است که دو تای از آنها در سمتی است که مرقد مطهر حضرت صدیقه طاهره است و یک پایه هم بالای او مناره بلال است که اذان می گفته و در اطراف وسط ضریح مبارک پانزده ستون و چهار بست » .

بنای فعلی مقصوره یا حجره که در زاویه جنوب شرقی مسجدالنبی (صلی الله علیه وآله و سلم) قرار گرفته است دارای ضریح یا حصاری خارجی است که در اصطلاح اهل مسجد به الشباک معروف است .

جهت جنوبی حجره یعنی المواجهه که محل توقف مردم برای زیارت و نیایش است ، ضریحی از مس قرار دارد که به صورت مشبک در حد میان دو ستون به دو قسمت مساوی و متحدالشکل تقسیم شده است و میان آنها دربی کوچک قرار گرفته که به باب التوبه مشهور است و بالای آن کتیبه ای موجود بوده که تاریخ احداث آنرا سال 1026 قمری رقم زده که در این سالها حکومت سعودی آنرا از جای خود خارج نموده اند .

 

روی ضریح مذهب المواجهه و زیر نام الله ، محمد و چهارستون زیر هم ، یک بیت ذکر شده است :

                                  لااله الاالله الملک الحق المبین

                         سیدنا محمد رسول الله الصادق الوعد الامین

این ذکر روی قسمت فوقانی باب التوبه موجود است .

دیگر قسمت های ضریح شرقی و غربی و شمالی حجره محجری است فلزی که با رنگ روغنی سبز رنگ شده است و دارای ابوابی است به شرح ذیل :

در قسمت شمالی ضریح دربی است موسوم به باب التهجد و در مشرق درب دیگری است بنام باب فاطمه که حدود حجره فاطمه (سلام الله علیها) را نشان می دهد و همچنین در قسمت غربی آن درب دیگری وجود دارد .

داخل ضریح حجره فاطمه (سلام الله علیها) ، محل مزار دختر پیامبر با بقعه ای کوچک مشخص شده و در قسمت جنوبی آن محرابی به نام محراب فاطمه (سلام الله علیها) وجود دارد . همه این قسمت ها زیر یک مقصوره واقع شده است و زمین حجره یا قسمت داخلی ضریح با سنگ مرمر فرش شده است .

مجموعه طول مقصوره از زاویه جنوبی تا شمال آن 16 متر و از شرق به غرب آن 15 متر است که در چهار زاویه آن ستون های مستحکمی واقع شده که روی آن بنای گنبد قرار دارد و دقیقاً در چهار طرف همان محل ستون های عمربن عبدالعزیز پرده های سبزرنگی آویز شده که بر قبر محمد رسول الله (صلی الله علیه وآله و سلم) محیط می باشد .

منبع : کتاب مدینه شناسی ، تألیف سید محمدباقر نجفی ، جلد اول ، از ص30 تا 86


منبع : طرح بازسازی عتبات عالیات
تعداد بازدیدها : ۱۷۷


مطالب مرتبط با این موضوع :